تبليغاتX
درد دل های من

سلام

این آخرین پستیه که توی سال 87 می نویسم . تا حالا دقت کردین چرا همیشه موقع سال تحویل میگن مثلا : « آغاز سال 1 هزار و سیصد و 88 » و نمیگن : « پایان سال 1 هزار و سیصد و 87 » ؟ شاید به این خاطره که نمی دونن سال جدید واسه کیا خوبه و واسه کیا بد ؟ یا اینکه سالی که گذشته چه شرایطی داشته؟ ولی این تبریک میتونه به معنی یه آرزوی خوب برای همه تو سال جدید باشه ، جدای از اینکه سال گذشته رو دوست داشتی یا نه ، امیدواریم امسالت از سال پیشت بهتر باشه . راستیا ! کاش ماها همیشه اینجوری بودیم . یعنی کاری به گذشته نداشتیم و سعی می کردیم با یه نیم نگاه به گذشته ، به فکر آینده باشیم که اون از دستمون نره ! بگذریم ...

سال 87 برای من سال خوبی بود ، من امسال رو هرگز از یاد نمی برم چون امسال من 1 سال بزرگتر شدم و خیلی چیزایی رو که نمی دونستم فهمیدم . مسأله مهم من امسال رفتن به دانشگاه بود و البته جدایی از خونواده . اتفاقات ریز و درشت دیگه ای هم بود که شاید سود نگفتنشون بیش از گفتنشونه !

انشاءالله سال جدید واسه همه تون سال بهتری از سال 87 باشه .

راستی امسال سال تحویل جمعه است ....

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن ، تبر به دوش بت شکن

خدایمان دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

اللهم عجل لولیک الفرج

یا حق

+ نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 12:23 بعد از ظهر توسط سید میلاد |

سلام

تو پایانه اتوبوسرانی علم و صنعت واستاده بودم و منتظر اتوبوس حکیمیه بودم که بیاد و ببرتم خوابگاه ( بماند که قبلش کجا بودم !!!! ) آقا یا خانومی که شما باشید یه ساعتی وایسادم تا بالاخره یه اتوبوس اومد و همه به صف سوار شدیم . از بخت بد ما وقتی اتوبوس رسید به درب پایانه لاستیکاش قفل کردن و وایساد . خب معنیش این بود که همه باید پیاده می شدیم و یه ساعت دیگه منتظر می موندیم تا اتوبوس بعدی بیاد ( آخه روز تعطیله دیگه !!) همین کار رو هم کردیم و دوباره صف رو تشکیل دادیم . در این حین بود که همه در حال حرف زدن بودن در مورد چرایی توقف اتوبوس که نمی دونم راننده می خواست استراحت کنه و اتوبوس رو بهونه کرد و ... اما نکته جالبی که به نظرم اومد که بنویسمش نظر بعضی از دوستان بود !!!!

 * این بی برنامگی اتوبوس ها تو روزای تعطیل تقصیر این هاشمیه ! من شنیدم کل اتوبوسرانی تهران مال خودشه و فقط جمعه ها زورش به شهر داری می رسه که مردم رو اذیت کنه ! ( من نمی دونم دلیل اینکه یکی بخواد مردم رو اذیت کنه چیه ! )

* نه بابا اینا همش تقصیر احمدی نژاده ! نمی بینی چه گرونی درست کرده واسه مون مرتیکه .... !

* آره ، فقط دلشون خوشه که برامون انرژی هسته ای درست کردن خیر سرشون ! غیر اینه که ۳ تا قطعنامه برامون صادر شده ! ( احتمالا ایشون در جریان چهارمین قطعنامه نبودن ! )

* حالا این احمدی نژاد که راست میگه ، میگه ما که پروتکل الحاقی رو امضا کردیم می تونیم هر .... می خوایم بخوریم !

* تازه اینه که خوبه ، مردک می خواد به اسرائیلم حمله کنه با اون قیافه اش ! نه اینکه وضع مملکت خیلی خوبه !

* نه آقا ، حمله کجا بود ! تازه می خواد با اوباما رابطه برقرار کنه ، خدا پدرش رو بیامرزه شاید این اوباما تونست این ولیعهد رو برگردونه به این مملکت !

* و ................

و من همچنان مبهوت بودم که چطوری ممکنه مسئله تأخیر اتوبوس های پایتخت به پروتکل الحاقی و قطنامه و هاشمی  و .... ارتباط داشته باشه !!! و واقعا هم عجیبه که ما بعضی وقتا در مورد بعضی اشخاص ، حرفایی رو می زنیم که خدا می دونه اگه اون بنده های خدا رو به خاطر تهمتامون راضی نکنیم  ، اون دنیا چه بلایی به سرمون میاد !

والسلام

+ نوشته شده در پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 4:56 بعد از ظهر توسط سید میلاد |

 

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس