تبليغاتX
درد دل های من
دوشنبه 20 آبان1387 12:33 بعد از ظهر

با نام رضا به سینه ها گل بزنید                          با اشک به بارگاه او پل بزنید

فرمود که هر زمان گرفتار شدید                          بر دامن ما دست توسل بزنید

میلاد امام الرئوف ، حضرت رضا ( ع ) بر همه شیعیان جهان مبارک باد.

نوشته شده توسط سید میلاد  | لینک ثابت

چراغ شب ....... یکشنبه 19 آبان1387 0:2 قبل از ظهر

رو حیاط خوابگاه نشسته بودم ، کنار زمین ورزش . آسمون پر از ستاره و هوا کاملا سرد بود . یه خرده دلم گرفته بود و داشتم دنبال تو آسمون دنبال یه مورد مناسب واسه نگاه کردن !!!! می گشتم ، که یهو خوردم به ماه !!! ماهی که نصفه و نیمه روشن بود و همون نیمه اش هم به اندازه کافی برای شب زیبایی ایجاد کرده بود . یهو ، همچین یهو ، کاملا یهو !!!!!  به خودم گفتم که چرا ماه اینقدر نماد زیبایی شده ؟ بعد باز هم کاملا یهو ! یاد این ضرب المثل افتادم که وقتی می خوان از زیبایی یه نفر تعریف کنند ، میگن چهره اش « مثل ماه شب چهارده است ». ( تو رو خدا بهم نگاه نکنید ، خجالت میکشم ، بابا دست من که نبوده ، بالاخره بعضی ها زیبایی ظاهری دارن دیگه ، حواستون باشه ! موظب باشید ! آآآآآآآآآآآآی ! دستتون رو نبرید یه موقع !!!  )

چراغ شب

آره ، ماه تو شب زیباست ، بعضی وقتا تو روز هم می تونیم ماه رو ببینیم ولی اصلا جذابیتی برامون نداره ، میشه مثل یه جرم آسمونی معمولی . شاید دلیل شهرت ماه به زیبایی هم همین باشه که ماه تنها نقطه روشن تو شبه که نماد سیاهیه .( از نور ستاره ها به دلیل ناچیز بودن صرف نظر می کنیم و شتاب گرانش =۱۰ !!!!!!!!!!!!!! ) تنها نقطه روشن که وقتی امیدت از همه روشنایی ها قطع میشه ، اون بهت امید میده که هنوز می تونی ( هر چند به سختی ) راهت رو  پیدا کنی . نمی دونم شاید تمثیل اشتباهی باشه ، ولی شب مثل وجود بعضی از آدم های خلاف کاره که هر جور خلافی رو انجام دادن و مردم هم اونا رو به گناه می شناسن ، ولی به خاطر یه خصلت خوب ( مثلا ترک گناه تو ماه محرم و صفر به احترام امام حسین (ع) ) خدا بهشون فرصت دوباره میده تا راهشون رو با همون ماهی که تو وجودشون دارن پیدا کنند و گاهی وقتا همین ها تبدیل میشن به یکی از بزرگان زمان خودشون ! خدا کنه هیچ وقت درونمون مثل شب سیاه نشه که اون موقع یافتن یه ماه و پیدا کردن مسیر با نور مهتاب کار هر کسی نیست !!!

ماه همچنان می تابه و هوا همچنان سرده .....

---------------------------------------------------------------------------

ببخشید که گاهی وقتا هر روز مطلب می ذارم و گاهی هم یه هفته هیچ چی ندارم ! ضمنا نظرات داداشم رو هم خیلی جدی نگیرید !!! چند تا مطلب آماده کرده بودم ( سیاسی ، اجنماعی ، فرهنگی و ... !!!!!! ) که هر موقع که وقت بشه می ذارمش تو وب . به قول عمو پورنگ : « دست علی یارتون ، خدا نگه دارتون ... »

نوشته شده توسط سید میلاد  | لینک ثابت |

داداشم دوسم داره .... شنبه 18 آبان1387 9:22 قبل از ظهر

اون موقع ها که هنوز به اندازه ترازوی آشپزخونه هم نبودم ، همیشه می گفتم که چقدر این داداشم منو اذیت می کنه ، همیشه فکرم این بود که با اذیت کردن من ، دلش شاد میشه و کلی می خنده ! ( آخه اون موقع ها اون و داداش بزرگ بزرگیم کلی منو دست می انداختن و می خندیدن ! ) اون موقع ها که دعوام می کرد که چرا رفتم سراغ وسایل شخصیش و من از ترس پیش بابام یا مامانم قایم می شدم و نهایتا هم اون به دلیل برخورد غیر انسانی !! با کودک توبیخ میشد ! دعا می کردم که ای کاش همین الآن یه سنگی از آسمون بیاد و بخوره تو کلّه داداشم تا هم من راحت شم و هم بابام اینا !!!!!!!!!! اون موقع ها که با گریه از بابام می خواستم که داداشم رو مجبور کنه که باهاش برم بیرون و داداشم تمام سعیش رو می کرد که این کار انجام نشه ، ( که البته در اکثر موارد موفق نبود چون بالاخره من بچه آخر بودم و ... ) به خودم می گفتم که آخه چقدر این داداش من ظالمه !!! اون موقع ها که  هر عمل اشتباهی رو بهم تذکر می داد ، با خودم می گفتم که چقدر ایشون ملا نقطه گیر !! تشریف دارن ! اون موقع ها که وقت بحث در هر موردی تقریبا همیشه اولش باهام مخالفت می کرد ، فکر می کردم که خیلی بی منطقه و دوست داره که حرف خودش رو به کرسی بشونه و از اون دعای معروف ( الهی جز جیگر بزنی ... ) استفاده می کردم . و او الآن هم در نقش یک برادر دلسوز اشتباهاتم رو بهم تذکر میده ولی الآن دیگه براش از اون دعاها نمی کنم ، چون می دونم که دوسم داره و دوست داره که مایه سربلندی خونواده و دوستام و ... بشم . به خاطر همه اون کاراش دوسش دارم و از خدا می خوام که هیچ وقت ازم نگیردش .

   داداشم تولدت مبارک 

نوشته شده توسط سید میلاد  | لینک ثابت |