درد دل های من
به سراغ من اگر مي آييد ، نرم و آهسته بياييد ...
کوه پرسید ز رود ٬
زیر این سقف کبود
راز ماندن در چیست ؟
گفت : در رفتن من
کوه پرسید : و من ؟
گفت : در ماندن تو
بلبلی گفت : و من ؟
خنده ای کرد و گفت : در غزل خوانی تو
آه از آن آبادی
که در آن کوه رود ٬
رود مرداب شود ٬
و در آن بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد و نخواند دیگر ٬
من و تو بلبل و کوه و رودیم ٬
راز ماندن جز در ٬
خواندن من ٬ ماندن تو ٬ رفتن یاران سفر کرده امان نیست ٬ بدان .
« شاعر بسیجی مرحوم ابوالفضل سپهر »
شادی ارواح طیبه شهدا و امام شهدا صلو ات
نوشته شده توسط سید میلاد
| لینک ثابت

