غریبه توی غربت نگی چی شد محبت .....
پریشب توی قطار به صورت چند تا از بچه ها که نگاه می کردم اونا هی سعی می کردن که صورتشون رو بپوشونند . همه یا حداقل خیلی ها آماده بودند واسه گریه کردن یا بعضیاشون گریه کرده بودن . اول فکر می کردم که من خیلی بچه ننه ام که دلم نمی خواد برم و عصر رفتم گلزار شهدا و زار زار گریه کردم و تا شب چهره ام تو هم بود و ....... ولی وقتی همه رو دیدم فهمیدم که لازم نیست که حتما بچه ننه باشی تا نخوای راحتی و خونواده رو ترک کنی . لازمه فقط کمی عاطفی باشی تا نخوای بری . جمعه که می خواستم بیام چقدر مادرم گریه می کرد . نه اینکه بخوام بگم من خیلی عزیزما نه ... مامان بابام از وقتی که من رفتم تو خونه خیلی تنها شدند و به قول مامانم هر وقت بابام میره مدرسه مامان میشینه یه خرده گریه می کنه و خودش رو اینجوری آروم می کنه . آخه مجتبی توی تیرماه بود که دوماد شد و از اون موقع بیشتر وقتش رو با خانومش می گذروند ( که البته همه بهش حق میدن ! ) حالا آخر تابستون هم من رفتم و دیگه مامکان بابام تو خونه هیچکی رو ندارن . خب همه اینا مزید بر علت میشد تا خیلی دلم نخواد که برگردم . ولی خب غربت هم ویژگی های خاص خودش رو داره و باعث میشه که ساخته بشی ! دعا کنید که خدا بهم کمک کنه .
فعلا خداحافظ
ادامه از قبل
خب ممکنه بگید که پس این وقت هایی که توی بعضی ها علائم عشق ظاهر میشه چی ؟ ببینید من میگم اگه یه موقع عشق توی ماها ایجاد میشه در حقیقت اون عشق به خودمونه که باعث میشه حرارت عشق رو توی بدنمون حس کنیم وگرنه عشق به یه کس یا یه چیز زمانی واقعیه که اون طرف رو اول به خاطر خدا و بعد هم به خاطر خودش بخواهیم . یه مثال بگم ؟ مثلا وقتی شما به زندگی حضرت زهرا (س) و امیرالمومنین (ع) نگاه می کنید می بینید که هرکدوم فقط اون کاری رو می کنه که طرف مقابلش رو خوشحال کنه و با اون عشق . اگه حضرت زهرا ( س) سیلی می خوره صورتش رو از همسرش پنهان می کنه تا اون ناراحت نشه وگرنه می تونست به علی که قوی ترین مرد عرب بود بگه و علی هم در دفاع از همسرش بربیاد . ( جدای از مساله اسلام این هم می تونه دلیل بر کار حضرت زهرا (س) باشه . ) بچه ها اگه فاطمه زهرا کتک می خوره اول به خاطر اینه که مولا را به خاطر خدا می خواد و او به خاطر عشق به خدا است که سیلی هم می خوره . من فکر می کنم تا همین جا اصل اون مطلبی رو که می خواستم بگم رو گفتم . با اینکه هنوز خیلی مطلب دارم ولی تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .
ضمنا من اون نظر علی اقا رو که گفته اینا همش هوسه قبول ندارم . اصلا .
بازم سلام
امروز باز به دانشگاه برگشتم . بماند که چقدر دیروز ناراحت بودم و چقدر مادرم گریه می کرد و چقدر نمی خواستم برگردم و .............
بچه ها می خوام بازم از عشق بنویسم . می دونید گاهی وقت ها فکر می کنم این بشر چیه که می تونه به جایی برسه که از حیوان پست تر بشه و می تونه به جایی هم برسه که خدا عاشقش بشه . بله چطور میشه که خدا عاشق انسان میشه ؟؟ نمی دونم ولی فکر می کنم ماها اشتباه می کنیم که فکر می کنیم حتما باید عاشق یک انسان بشیم . ممکنه بگید که بابا همه جا حرف از عشق و ازدواج و ....است تو چطور میگی که بدون عشق ازدواج کنید ؟؟؟ ببینید اگه اون عشقی که ما ازش دم می زنیم همون عشقیه که عرفای ما میگن باید اینجور باشیم :

به مجنون گفت روزی ساربانی چرا بیهوده در صحرا روانی
اگر با لیلی ات باشد سر و کار بود آن بی وفا را دیگری یار
خم زلفش به دست دیگران است تو را بیهوده در صحرا روان است
زحرف ساروان مجنون فغان کرد جوابش این رباعی را بین کرد
درخت پرثمر هرکس نشاند درای درد مجنون را که داند
میان عاشق و معشوق سری است چه داند آنکه اشتر می چراند
می دونید معنیش چیه ؟ یعنی واسش فرقی نمی کنه که لیلی عاشق اون باشه یا نه ! بچه محبت قلبی رو با عشقی که خدا هم داره و خودش اولین عاشق عالمه اشتباه نگیرید .
حالا ممکنه یکی بگه که بابا خیلی ها هستند که واقعا علائم عشق توشون پیدا میشه و نمی دونم از دنیا کناره می گیرن و ...... آیا اینا عشق نیستن؟ اجازه بدید جوابش رو تو مطلب بعدیم واستون ارسال کنم . ضمنا می دونم که ممکنه خیلی ها با این نظرات من موفق نباشن ولی نظر من اینه چه خوب چه بد !!!!!
تا بعد
خداحافظ ای ماه غفران و رحمت خداحافظ ای ماه عشق و عبادت
خداحافظ ای ماه نزدیک بر آرزوها خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه
خداحافظ ای بهترین ماه .............
عید فطر بر همه مبارک 
امروز آخرین روزیه که از سایت دانشگاه مطلب پست می کنم . امروز دارم میرم یزد واسه عید دیدنی !!! جای همه خالی بود دیروز رفته بودم آسایشگاه جانبازان شهید بهشتی تهران . قابل تعریف نیست که چی دیدم ولی همین قدر بگم که چقدر یه آدم می تونه غریب باشه که به خاطر دین و کشورش جوونی و زندگیش رو بده بعد به جای اینکه تنها دلخوشیش یعنی بچه اش -حالا که نمی تونه هیچ کاری بکنه -حواش رو داشته باشه . بگه من که نمی خوام ببینمش و ماهی یه بار بیاد و با هزار منت و طعنه به باباش بفهمونه که از داشتن همچین پدری احساس نفرت می کنه !!! ....................
ببخشید حال نداشتم مطلب بنویسم و ضمنا در مورد موضوع قبلی هم بیشتر صحبت خواهم کرد . ![]()
هو المعشوق
بچه ها این شعر از محسن چاوشی رو شنیدید که میگه :
هرچی بدی کردی به من الهی اون با تو کنه ببینی دیگری به جاش رفته شده همسفرش....
می دونید من فکر می کنم و قتی معنی عشق رو نفهمیم ثمره اش میشه این . وقتی که یه پسر یا یه دختر تو خونه کمبود محبت داره یا جاذبه های خونواده ارضاش نمی کنه ، بعد به آهنگ هایی هم گوش میده که همش داره میگه : من عاشقم ، من کشته مرده تم
و ..... بعد سریال ها و فیلم های تلویزیون و سینما را ( چه ایرونی و چه خارجی ) میبینه که همش موضوعش عشقیه یا به هر حال تو همش یه جوری به عشق و عاشقی مربوط میشه ، آماده است که بره تو خیابون و با اولین چشمک یه دل نه صد دل عاشق بشه
( البته از نوع تلویزیونیش ). بعد می دونید چی میشه ؟ اون وقتی با یه چشمک عاشق شد با یه اخم هم فارغ میشه !!! من خیلی از پسر ها رو دیدم که از دخترا متنفرند ( لااقل در حرف! ) . وقتی بهشون میگی چرا ؟ میگن آخه بی معرفتن و بی مرام هستن و .... بهش میگم آخه بگو تو چی کار کردی که اون ولت کرد رفت ، میگه من هرکاری هم که کرده باشم اون نباید این کار رو با من می کرد !!!!! بچه ها می دونید معنی این حرف چیه ؟ یعنی من اونو واسة خودم می خواستم ، نه واسة خودش . یعنی من می خواستم به وسیلة اون یکی از نیاز های عاطفی ام رو برطرف کنم بدون توجه به اینکه اون هم نیازهایی داره ... همة این حرفا رو زدم که بگم وقتی پسر یا دختر هنوز خیلی بچه اند و به دلیل نیاز های ( اغلب ) عاطفی فکر میکن که عاشق شدن ، در واقع به یه نفر علاقه پیدا کردن که واسه شون مشکلاتشون رو حل کنه ( مثل یه مادر یا یه پدر مهربون ) و خب این هم ثمره اش میشه شکست عشقی و دپرسینگ و .....
هنوز در این رابطه حرف دارم ولی فعلا نمی گم تا بعد .

