تبليغاتX
درد دل های من
یکشنبه 7 مهر1387 10:51 قبل از ظهر

بچه ها امروز یه عالمه مطلب آماده کرده بودم که پست کنم ولی چکار کنم که دستگاه اینجا خرابه و نمی تونه این بخونتش . بی خیال . مثل اینکه قسمت نبود واستون  از مطالعات و مطالب علمی خودم بگم !!! راستی بذارید لااقل اینو بگم که حرفایی که من می زنم کاملا شخصیه و اگه کسی مخالفت داره می تونه بگه تا من هم از نظر اون مطلع بشم و چیزای جدیدی یاد بگیرم .

الآن کنار فریدون توی سایت دانشکده نشستم . ( فریدون رو که می شناسید ؟ نمی شناسید ؟؟؟ خب معلومه دیگه هم کلاسیمه و از بچه های گرگانه . نمی دونستید ؟؟؟ معلومه چون تا حالا معرفیش نکرده بودم !!! ) باید برم سر کلاس شیمی عمومی با دکتر منطقی . حرفای مهم من باشه واسه بعد .

 فعلا

نوشته شده توسط سید میلاد  | لینک ثابت |

شنبه 6 مهر1387 12:8 بعد از ظهر

هو العاشق

الأن که دارم این مطلب رو می ذارم هنوز سایت خوابگاه شروع به کار نکرده و واسه همینه که دیر به دیر میام مطلب می ذارم . ( ۵شنبه و جمعه دانشگاه تعطیله )  . راستی وقتی گفتم هو العاشق حتما گفتید هنوز دانشگاه نرفته عاشق شدم ( نغمه ادیب و بقیه مسائل !!!!! ) ولی نه . هنوز خبری نیست . آخه مگه حتما باید با یه دختر رابطه داشته باشی که بهت بگن عاشق یا نه حتما باید بری تو حالت عرفانی تا بهت بگن عاشق یا نه .....

می دونید من فکر می کنم کسی عاشقه که اولا بفهمه عشق  یعنی چی و ثانیا نخواد از معشوقش استفاده ابزاری کنه . ( چه سخن گهرباری !!!!  ) 

 این روزا تو خوابگاه خیلی تنهام و خیلی به مسائل مختلف فکر می کنم یکی از اون مسائل عشقه . نه اینکه بگید رفتم دانشگاه و چند تا جوون دیدم دلم لرزیده !!! نه، آخه این روزا به برکت علی آقا ( دوستم ) خیلی آهنگ های غم و غصه و عشق و ... گوش میدم و خب یه تاثیر این آهنگ ها اینه که آدم رو خیلی هوائی می کنه( ای دل غافل !!! ) می دونید همه دارند میگن که خیلی بی وفایی و خیلی نامردی و دلم برات تنگ شده و از این حرفا ! من فکر می کنم کسائی این مشکلا رو دارن و طرفشون ترکشون کرده هنوز فرق عاشق و قاشق رو نمی دونستند و خواستند که عاشق بشند ( از بس این تلویزیون و موسیقی های ما تحریک کننده است !!! ) در مورد عشق بازم حرف دارم و فعلا باشه طلبتون ! تا بعد که این موضوع رو اینقدر بشکافم تا ....

فعلا خدانگهدارعشق یعنی عاشقی در تار و پود

نوشته شده توسط سید میلاد  | لینک ثابت |

چهارشنبه 3 مهر1387 12:39 بعد از ظهر
سلام

واقعا که من چه وبلاگ کم خوانده ای دارم ! نازی ! همچنان تو خوابگاهم و همچنان مشکلات قبلی . راستی امروز سحری بهم نرسید وقتی از احیا برگشتم و اومدم که سحری بگیرم دیدم ای داد بیداد! غذا تموم شده !! حالا خدا رو شکر که من اونقدر ذخیره چربی دارم که مشکلی نداشته باشم !!!

تو خوابگاه تو این چند روز یه مجله ای پخش می کنند که همش اول تا آخر فحش و بد بیراه محترمانه به دکتر احمدی نژاد و دولت نهم و رئیس دانشگاه و بسیج و ... است . البته واسه من که صدتا بدتراش رو دیدم اینا چیزی نیست ولی بدجوری رو ذهن بچه های تازه وارد تاثیر می ذاره . می دونی همه اینجا می خوان از اسم دانشجو استفاده کنند و به هرچی که می خوان ( اهداف سیاسی ) برسند . حالا..........

ساعت ۱ نقشه کشی دارم . الآن هم می خوام برم واسه نماز ظهر . فعلا تا بعد .

نوشته شده توسط سید میلاد  | لینک ثابت |