سر جلسه امتحان بنشینی ، بعدش ببینی که جواب هیچ کدوم از سؤالا رو بلد نیستی ، می بینی که بغل دستیت هرچه تلاش می کنه که تا شاید از طریق برگه تو بتونه واسه خودش جوابی دست و پا کنه نمی تونه و می بینه که وضع تو از خودش خیلی داغون تره ! خودت هم نمی دونی که واسه چی در جلسه امتحان حاضر هستی ؟ شاید گمانت این بود که با همین اندوخته های ناچیز هم بتوانی به اندکی از سؤلات پاسخ دهی ولی حالا خود را درون معرکه ای می بینی که انگار کارزاریست و تو را بدون سپر درون آن انداخته اند که با 6 سؤال خانم جذبی بجنگی ! گاه تلاش می کنی که گند کاریت را با توجیهات مختلف از سر خودت باز کنی ولی افسوس که خود می دانی که لااقل سر خودت نمی توانی کلاه بگذاری ، آن هم به این گشادی ! امسال هم دارد همان بلایی که ترم دوم سال گذشته به سرم آمد تکرار می شود ، امسال هم دارد اکثر اوقاتم صرف گل واژه گویی می شود و افسوس که امسال هر اتفاق بدی که برای این حقیر بیفتد به گردن کار تشکیلاتی ای خواهد افتاد که کم کاری من در آن محرز است !
پدرم چه گناهی دارد ؟ پدری که شاید تمام دلخوشی اش این پسر بی لیاقت است چه گناهی کرده که باید چوب ندانم کاری های همین تنها دلخوشی را بخورد ؟ چرا این پدر هیچگاه نباید به فرزندانش افتخار کند ؟ و چرا فرزندانش هیچگاه آنچه که او می خواسته نبوده اند ؟ من خودم را نمی بخشم ! من خودم را که دارم تمام زحمات پدرم را بر باد می دهم نمی بخشم ! من خودم را که با ظاهری آراسته و موجه ، دارم تیشه به ریشه دین داران می زنم ، نمی بخشم ! زمانی که ابتدا خبر قبول شدن در دانشگاه امام صادق (ع) و پس از آن خبر قبولی در علم و صنعت را به این پدر دادم ، قابل وصف نیست ! انگار که تمام گل های عالم را در دسته گلی به بزرگی میلاد !!!!! گذارده بودند و مردم عالم در حال خواندن happy birthday to you ! داشتند این دسته گل را به این نازنین پدر تقدیم می کردند ! و اینک این پسر بی عقل و بی دین و بی ...... ! دارد این گل ها را یکی یکی پر پر می کند ! پدرم ببخش ....
---------------------------------------------------------
این روزا بسیار داغونم ، توضیح بیشتر نمی خواد ! اگه گاهی اوقات تو یه هفته 10 مطلب و گاهی در 20 روز 1 مطلب می ذارم ، ببخشید !
یاعلی
سلام كردم !
اون چيزي كه به ويژه بعد از دانشجو شدن بارها ذهنم رو مشغول كرده و هربار هم بدون پاسخ رهاش كردم و همين طور سردرگمانه ! به مسيرم ادامه دادم ، اين مسئله شناخت وظيفه و تكليف مدارانه عمل كردنه . اين كه آيا نياز امروز يك دانشجوي مسلمان چيه ؟ و اينكه اصلا وظيفه يه دانشجو تا چه حد درس خوندن و تا چه حد به مسائل جامعه رسيدنه ؟
نمي دونم واسه شما پيش اومده يا نه ؟ كه ساعت 11 شب باشه و شما مكلف باشيد كه فردا 10 تا تمرين تحويل بدين و در ضمن اينها مشغول مطالعه يه كتابي از شريعتي باشين كه اصلا ربطي به مثلا رياضي مهندسي نداره ولي اونقدر فكر شما رو مسحور خودش كرده كه نتونين ازش دل بكنين و بشينين تا 2 شب همون كتاب رو بخونين و فرداش هم با لب و لوچه آويزون برين سر كلاس و تمرين بي تمرين ! راستش رو بخواين براي من يكي بارها پيش اومده ! نمي دونم اين مشكل از بي بصيرتي ناشي ميشه يا از بي برنامگي ولي اون چيزي كه مسلمه اينه كه هر دوي اين ها نياز بود كه من انجام بدم ولي چرا تقدم يكي بر ديگري ؟ آيا ميشه از اين بحث نتيجه گرفت كه اصلا تويي كه از بحث هاي نظري اينقدر لذت مي بري و دل كندن از يه كتاب مطهري اينقدر برات سخته ، بيخود كردي كه اومدي رشته مهندسي مي خوني ! اينكه من چطوري بايد به علايق در رشته هاي فني مهندسي و علوم نظري تعادل ببخشم و اينكه من هركاري مي كنم سعيم بر اينه كه با شناخت وظيفه ام به سمت اون كار رفته باشم و اينكه اصلا بسياري از شرايطي كه الآن دارم و صد البه به اونا افتخار مي كنم به اين دليله كه تا حالا تكليف مدارانه عمل كردم و اينكه .... شايد همش معلول اينه كه اون موقعي كه بايد به من دانش آموز در 4 سال پيش آگاهي مي دادن كه چرا درس مي خوني ؟ چرا مي خواي بري دانشگاه ؟ چرا علم وصنعت ؟ و خيلي چراهاي ديگه ، اين كارو نكردن و من امروز اين گونه سر در گمم !
البته نه اون قدرا كه شما فكرشو مي كنينا ! يه كم كمتر ، و متأسفانه بايد عرض كنم كه اين بار هم مثل دفعات قبل چند روزي ذهنم مشغول خواهد بود و چون به نتيجه نرسيد ، رها خواهد كرد اين مسائل را !
-------------------------------------------------------------------------
توضيح 1 ) : امروز اگه وقت بشه ميرم نمايشگاه مطبوعات و بازم اگه وقت بشه در موردش نوشتي خواهم داشت واگر نه كه هيچ !
توضيح 2 ) برخوردي كه با شيخ كروبي انجام شد ، به دست هركسي كه بوده محكوم است و به هيچ عنوان چنين رفتاري رو نمي پسندم حتي با يك عنصر ضد انقلاب !
توضيح 3 ) بسيار نگران اوضاع رخوت بار علم وصنعتم كه مي تواند اين سستي ، پشيماني هاي بعدي را به همراه داشته باشد . دوستان علم وصنعتي مراقب باشند كه در زمين حريف بازي كردن هيچ معني جز امكان پيروزي بيشتر به حريف دادن نداره .
توضيح 4 ) اينقدر از دست مزخرفاتي كه توي خيزش هفته مجمع حزب الله و متأسفانه به قلم بعضي دوستان چاپ ميشه ، دلخورم كه فقط مي تونم بگم : من از بيگانگان هرگز ننالم !
توضيح 5 ) تقاضا براي سفر به يزد زياد شده كه فعلا اعضاي هيئت حكيميه اونو وتو كردن !
توضيح 6 ) مراقب خودتون باشين !
توضيح 7 ) بوس ! (براي محارم البته !)
ياعلي
اين روزها مجلس شوراي اسلامي بر اثر فشار بسيار شديد دولت مشغول تصويب لايحه هدفمندكردن يارانهها است.
هر چند پس از هشدارها و مخالفتهاي تعداد زيادي از كارشناسان و دانشگاهيان با اين لايحه، كميسيون ويژه و صحن مجلس بخشهاي تند و تيز آنرا تعديل كردهاند اما بيم آن ميرود كه دولت محترم كه براي تصويب و اجراي اين لايحه بيتابي ميكند، به بهانه يا بدون بهانهاي از اجراي تعديلات مجلس طفره برود و به اصل لايحه عمل كند. همچنانكه در دو سال اخير به مصوبههاي موكد و مصرح مجلس در قانون بودجه درباره منع واردات بنزين عمل نكرده است. با توجه به فرمايش اخير رييس جمهور محترم درباره بينيازي دولت از مصوبه مجلس در هدفمند كردن يارانهها، اقتضا ميكند مجلس محترم اين احتمال را جدي بگيرد و به تعديل اين لايحه خطير، اكتفا نكند.
درباره لايحه هدفمند كردن يارانهها حتي با تعديلات نسبي مجلس، هنوز هم سوالات جدي پاسخ داده نشده وجود دارد:
1 – شرط لازم براي هدفمند كردن يارانهها، تشكيل بانك اطلاعات درآمد و هزينه ايرانيان، تدوين مكانيسم اصابت يارانههاي هدفمند به خانوارهاي هدف و تعريف دقيق دهكهاي درآمدي است تا هيچ خانواده مستحقي از دريافت كمكهاي هدفمند ناشي از حذف يارانهها بينصيب نماند.
بدون اطمينان از تشكيل و كارآمدي چنين بانك اطلاعاتي و مكانيسم اصابتي، نمايندگان محترم مجلس چگونه به كليات و جزئيات اين لايحه راي ميدهند؟!
2 – لايحه هدفمند كردن يارانهها يك عقب نشيني آشكار از قانون «ساماندهي حمل و نقل عمومي و مديريت مصرف سوخت» و «سياستهاي غير قيمتي » آن است. بر اساس اين قانون (همان تبصره 13 سابق) ، از آنجا كه اكنون شبكه حمل و نقل عمومي كامل و كارآمد نيست و به عبارت ديگر جانشين مناسبي براي خودروي شخصي وجود ندارد، دولت بايد اولا تا سال 1390 با سهميهبندي، رشد مصرف بنزين را مهار كند و ثانيا با سرمايهگذاري وسيع، شبكه حمل و نقل و عمومي را كامل كند و همزمان با ايجاد جانشين خودروي شخصي(حمل و نقل عمومي)، به تدريج سهميه بنزين خودروهاي شخصي را كم كند و تا سال 1391 آنرا به صفر رسانده و قيمت بنزين را صرفا به قيمت آزاد بفروشد.
امروز در حالي كه بخش سخت و پر هزينه اين كار (سهميهبندي بنزين ) انجام شده و در شرايطي كه به دلايل مختلف، هنوز شبكه حمل و نقل عمومي كامل نشده است، كدام عقل سليم ميپذيرد كه قانون كليدي فوق را در ميانه راه رها كنيم و به سياستهاي ناكارآمد و شكست خورده «قيمتي» (افزايش قيمت بنزين به اميد واهي كاهش مصرف) برگرديم؟ در شرايطي كه آن همه هزينه براي سياستهاي غير قيمتي مهار مصرف بنزين پرداخته شده ، آيا منطقي است كه در آستانه چيدن ميوه اين سياستها، به كل آنرا كناري نهاده و زحمات همه اين سالها را هدر دهيم؟
3 – همه كارشناسان متفقالقولند كه حذف يارانهها به ويژه يارانه به توليدكنندگان، تورم شديدي به اقتصاد بيمار ايران تحميل خواهد كرد. دولتمردان ميگويند توزيع مجدد درآمد حاصل از حذف يارانهها، آثار منفي تورم حاصله را خنثي خواهد كرد. اما اين درآمد چقدر خواهد بود و به هر ايراني مشمول اين لايحه چقدر در ماه خواهد رسيد؟ آيا آن مبلغ خواهد توانست رفاه كاهش يافته مردم را جبران كند؟ تازه مگر قرار نيست منافع اين لايحه چاه ويل كسر بودجه دولت را بپوشاند، پس چقدر پول براي باز توزيع ميان گروههاي هدف باقي خواهد ماند؟ در شرايطي كه آثار تورمزايي اين لايحه قطعي و آثار بازتوزيعي آن موهوم است، نمايندگان بدون داشتن پاسخ روشن و قانعكنندهاي براي سوالات فوق، چرا به اين لايحه راي ميدهند؟!
آقاي احمدينژاد در مواجهه با سوالات جدي فوق و دهها سوال و ابهام ديگر درباره آثار اجتماعي، اقتصادي و امنيتي اين لايحه، ميفرمايند: «اين دولت براي اجراي هدفمند كردن يارانهها جدي است و در خود توانايي لازم براي اين كار بزرگ را ميبيند». در واقع ايشان بدون اينكه به سوالات، ابهامات و ايرادهاي مترتب به اين لايحه پاسخ دهند، صرفا از مجلس ميخواهند به توانايي و كارشناسي ايشان اعتماد كنند و اجازه دهند دولت جراحي عظيمي در اقتصاد ايران انجام دهد.
اين اولين باري نيست كه آقاي احمدينژاد از مجلس ميخواهند كه به توانايي و كارشناسي دولت اعتماد كند. چهار سال پيش وقتي دولت به پشتوانه درآمدهاي هنگفت نفتي سال 84، اعتبارات عمراني براي بودجه 85 را به شدت افزايش داد، اقتصاددانان درون وبيرون مجلس هشدار دادند كه اين كار باعث افزايش نقدينگي و بازگشت تورم و «بيماري هلندي» خواهد شد يعني اولا توان پيمانكاري كشور نميتواند 2 برابر پروژه اجرا كند. ثانيا سيمان و آهن و... براي دو برابر كردن بودجه عمراني در كشور موجود نيست ثالثا افزايش بودجه ريالي به پشتوانه دلارهاي نفتي باعث رشد نقدينگي و تورم خواهد شد و رابعا دلارهاي نفتي فروخته شده در داخل، به ناچار صرف واردات كالا و فشار مضاعف بر توليدكنندههاي داخلي خواهد شد.
آقاي احمدينژاد در آن سال در پاسخ به استدلالهاي فوق، صرفا ميفرمود به توانايي و كارشناسي دولت اعتماد كنيد. نتيجه اعتماد آن سال مجلس به توانايي و كارشناسي دولت، براي اقتصاد و مردم ايران بسيار گران تمام شد: رشد بيسابقه نقدينگي در سال 85 ، جهش قيمت ها (به ويژه مسكن) در سالهاي 85 و 86 ، سيل كالاهاي وارداتي به بازارهاي داخلي، تشديد ركود تورمي و فشار مضاعف بر توليدكنندگان ايراني كه به اخراج يا تعويق پرداخت دستمزد عده قابل توجهي از كارگران و شاغلان انجاميده است...
چه بايد كرد؟
مهمترين نكته موجود درباره لايحه هدفمند كردن يارانهها، اشتباه در تشخيص عارضه اصلي اقتصاد ايران است. «هدفمند نبودن يارانهها» ، شايد مشكل اصلي دولت ايران باشد مشكل و عارضه اصلي اقتصاد ايران نيست.
مشكل اصلي اقتصاد ايران اين است كه به دليل مقررات، رويهها و موانع ضد توليدي موجود، سرمايه گذاري و توليد در ايران مقرون به صرفه نيست.
آقاي احمدينژاد ميخواهند در 4 سال آينده همت دولت را به هدفمند كردن يارانهها متمركز كنند اما تا وقتي مقررات و رويههاي ضد توليدي موجود، سرمايهها را از توليد فراري دهند، حتي اگر يارانه ها هدفمند هم بشود ، باز هم اقتصاد ايران درگير تورم، بيكاري، بيعدالتي و... خواهد بود. درواقع نسخه شفابخش اقتصاد ايران، «رفع موانع توليد و سرمايه گذاري» است نه «هدفمند كردن يارانهها».
شايد دولتمردان بفرمايند وضع موجود يارانه ها، قابل ادامه نيست. احتمالا همينطور است اما راه حل آن، اجراي قانون مديريت حمل و نقل عمومي و مديريت مصرف سوخت (تبصره13 سابق) است كه به موجب آن بايد تا سال 1391 به تدريج سهميه خودروهاي شخصي صفر و قيمت بنزين آزاد شود.
به اين ترتيب پيشنهاد مي شود همت دولت بجاي هدفمند كردن يارانه ها، «رفع موانع توليد و سرمايهگذاري و بهبود فضاي كسب و كار» باشد. يعني بازنگري در قوانين، رويهها و مقررات ناظر به توليد و كسب و كار با هدف شفاف، ساده و قابل پيش بيني كردن آنها و حذف موانع متعدد و پرشمار از دست و پاي توليد كنندگان. اين استراتژي در راستاي دو قانون مادر يعني «مديريت خدمات كشوري» و «اجراي سياستهاي كلي اصل 44» است. اجراي آن نيازي به سرمايهگذاري يا بودجههاي كلان دولتي ندارد و ميتوان انتظار داشت با اجراي آن، صنايع از ورشكستگي نجات يابند اشتغال بيشتر شود و تقاضاي موثر درونزاي ناشي از آن، اقتصاد ايران را به حركت درآورد.
رفع موانع توليد و سرمايهگذاري و به تعبيري؛ «بهبود مستمر فضاي كسب و كار»، يك شعار نيست بلكه يك بينش و يك راهبرد است و اجراي آن مستلزم اين است كه دولت بجاي ايفاي نقش «همه كاره نجات بخش اقتصاد»؛ نقش «خادم سرمايهگذاران و كارآفرينان» را ايفا كند و به تعبير سادهتر، هيكل فربه و مزاحم خود را از سر راه كارآفرينان كنار بكشد و اجازه دهد بجاي مديران و سيستم ناكارامد دولتي، كارآفرينان «بخش خصوصي واقعي» اقتصاد ايران را بسازند.
استراتژي رفع موانع توليد و تسهيل فضاي كسب و كار، به تصويب بودجههاي چند صد هزار ميلياردي نياز ندارد. اتفاقا در اجراي اين استراتژي، بودجههاي دولتي بايد كاهش يابد تا مديران دولتي كمتر امكان و مجال رقابت با بخش خصوصي را پيدا كنند. استراتژي تسهيل فضاي كسب و كار، به مقررات زدايي گسترده، ساده و شفاف سازي ديوانسالاري، حذف انحصارات و آزادسازي فعاليت اقتصادي براي بخش خصوصي و البته نظام قضايي سالم، كارآمد و اثربخش نياز دارد به طوري كه همه قوانين به ويژه قوانين ناظر به امنيت سرمايهگذاري داراي حداكثر ضمانت اجرا باشند و هيچ كس جرات كلاهبرداري و ربودن حاصل فكر و تلاش ديگران را نداشته باشد.
استراتژي رفع موانع توليد سرمايهگذاري يعني همه سياستها، رويه ها و تصميمات اقتصادي دولت درجهت حمايت از توليد و سرمايه گذاري و به شكل شفاف، با حداكثرضمانت اجرايي، غيرقابل تفسير و كاملا قابل پيش بيني باشد.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
توضیح : این مطلب از سایت جنبش عدالت خواه دانشجویی گرفته شده است . اگه دوستان نظری دارن می تونن به سایت جنبش مراجعه و نظر بدن . اینجانب به دلیل نداشتن اطلاعات در زمینه مسائل اقتصادی ، از نظر دادن اجتناب می کنم .
-------------------------------------------------------------
توضيح : يه چيزي تو مايه هاي سرلوحه ها بخونين اين پراكنده ها رو !
مي دونم ، مي دونم ، كه هيچ كدوم متوجه نشديد كه اين متنا رو خود رضا اميرخاني يا سيد ميلاد ! تو رو خدا ! بابا اينقدر شرمنده ام نكنين ...![]()
![]()
ضمنا عكس نداشتم كه بذارم ، مگه زوره ؟
ياحق
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته !
حقیقت اینه که این روزا خیلی فرصت واسه نوشتن ندارم و معمولا پستایی که می ذارم رو بداهه نویسی می کنم . سه شنبه گذشته که حاجی قرائتی اومده بود دانشگاهمون ، نکته ای نظرم رو جلب کرد که شاید بیانش خالی از لطف نباشه . اولی که ایشون اومده بود ، بچه های صفری اومده بودن از جهات مختلف عکس می گرفتن و با انگشت به هم نشونش می دادن و از این جور کارا که خب عادیه ! اما اون چیزی که به نظرم جالب اومد این بود که بعد از سخنرانی ، یکی از بچه ها رفت جلو که از حاج آقا قرائتی امضا بگیره ! با وجود تأکید های پیاپی حاجی که امضای من به دردت نمی خوره ، تو هر بانکی بری بگی این امضای قرائتیه ، چیزی بهت نمیدن که هیچ ، کلی هم مسخره ات می کنن !! و ... ولی اون رفیق ما دست بردار نبود و رفت که حاج آقا توی دفتر پاپکوش یه امضا واسش بزنه و زیرش بنویسه : قرائتی ! حالا نمی خوام وارد این بشم که اگه مثلا به جای حاج آقا قرائتی ، حاج آقا امجد بود چی می گفت ، چون دیگه خیلی طنز میشه !
، ولی اونی که نظر منو به خودش جلب کرد این بود که اون پسر لابد از خودش پرسیده بود که : خب ، آدما معمولا وقتی یه آدم معروف رو می بینن چی کار می کنن ؟ و خب جز امضا گرفتن چیزی به ذهنش نرسیده بود !
راستی زمانی که ما با یک انسان معروف مواجه می شویم ، چه می کنیم ؟ یادم نمیره که یه بار که خوش چهره رو از نزدیک تو نماز جمعه دیدم ، حول شده بودم که باید چه بکنم ؟ یا یه بار که بهمن هاشمی رو تو خیابون دیدم هم همین اتفاق افتاد ، یکی دو بار سرک کشیدم ولی آخرش بی خیال شدم و رفتم ! خب حالا این دانشجوی محترم هم حاج آقا قرائتی رو دیده و خواسته که یه کاری کرده باشه ، حتی اگر جایگاه قرائتی و علی کریمی رو یکسان کرده باشه ! می دونین این قضیه منو به کجا کشوند ؟ فکر کردم اگه به شهرت باشه ، امام زمان ( عج ) هم خیلی مشهوره دیگه ، حالا فرض کنین زمانی که آقا بیان ، اونایی که آقا رو ندیدن ، بریزن اینجا که می خواییم از آقا امضا بگیرم یا مثلا : آقا میشه یه امضا بدین و زیرش بنویسید «حجة بن الحسن » !! زمانی که دیدمون به شهرت فردی مثل حاجی قرائتی باشه ، این اتفاق هم اصلا بعید نیست !
---------------------------------------------------------------
توضیح ۱ ) آقا ! فردا نیاین بگین که چرا حاج قرائتی رو با امام زمان ( عج ) مقایسه کردی ؟ فکر کنم منظورم رو خوب رسونده باشم ، اگه دقت کنین می فهمین !
توضیح ۲ ) تو مطلب قبلی ظاهرا اشتباهاتی داشتم که می پذیرم ! ایرادات وارده رو می پذیرم و میگم که : دعا کنین که حالمون خوب بشه تا پستمون یه ریزه مرغوب بشه !!!![]()
توضیح ۳ ) دیدن جنبش سبز به وبلاگ من هم رسید ؟ حالا هی بگین جنبش فراگیر نشده !! ضمنا مواظب وبلاگاتون باشین که این جنبش دست بردار نیست !!
یاحق